عمر پشت سر گذاشته ، لذت ديده ونه در حوادثى كه در پيش دارد ، لذتى خواهد داشت .
1820 - تمام زندگى كه در پيش دارى از همان لحظهاى كه در آن هستى تشكيل مىگردد ، ( لحظهها را غنيمت شمار . )
مائيم كه توفيق قناعت داريم * با لشكر نفس خود شجاعت داريم
چون شد به خلاف نفس عادت ما را * در چهره پاك نور طاعت داريم
منع از صفات پست 1821 - اگر مىخواهى يك زندگى شيرين بوجود آورى بايد حسادت ، بخل وحرص نسبت به دنيا را كنار بگذارى .
اى روح تو بازرسته از قيد حسد * وز روى شجاعت شده مانند أسد
گر لذت عيش وكأم دل مىخواهى * در بخل مپيچ وبگذر از حرص وحسد
پرهيز از آبروريزى 1822 - وقتي نياز بدست مردم پيدا كردى ، قناعت هم گرسنگىات را برطرف مىكند وهم تشنگىات را .
1823 - تو بايد آن مردى باشى كه پاى در خاك دارد وهست در ستارهء ثريا ( پروين . )
1824 - نسبت به ثروتمندى كه درباره تو بىاعتنائى مىكند ، بىاعتنا باش .