علامت أرباب كمال 1805 - از ترس لغزيدن مراقب خويش است ، زيرا لغزش هرچه باشد دليلي است بر ضرر أو .
1806 - أطراف لباس خود را بالا مىگيرد وجمع مىكند تا با كسى برخورد نكند وقلبش را متوجه نيكوكارى وپرهيزكارى مىسازد در نتيجة به آسايش وأمان دست مىيابد .
1807 - از عوامل ناداني وفخرفروشى بخاطر عفت وپاكى كه دارد پرهيز مىكند در نتيجة چشم مردم از احترام وعظمت وى سرشار است .
1808 - روح پاك خود را هرچند از همتي كه دارد زير بار انحراف نمىرود اما آن را از كارهاى ناشايسته بازداشته وبه كارهاى عالي وبلند وامىدارد .
اى گشته نبود معرفت ناظر خويش * آشفته مكن به معصيت خاطر خويش
چون نفس تو قصد مىكند ايمان را * بايد كه به جان ودل شوى حاضر خويش
1809 - آنگاه كه نادان وكودك عصبانى مىشوند مىبينى كه حليم وباوقار است وخود را حفظ مىكند وراهنمائى مىنمايد .
1810 - حلم ميانسالان را همراه قاطعيت عاقلان ودورانديشان دارد درعينحال وقتي أو را نگاه كنى ، آدمي فراموشكار مىشمارى .
1811 - طراوت آب وزلالى آن در صورتش مىدرخشد در نتيجة آبروى أو خوب وجالب است .
1812 - در برابر حوادث روزگار ومشكلات آن بردبار واسرار نهان خود را كتمان مىسازد وبا همه مدارا مىكند .
1813 - همتي دارد كه فوق تمام همتهاست گويا همت أو ماه شب چهاردهم