است كه نورش روشنى تمام ستارگان درخشان را تحت الشعاع قرار مىدهد .
1814 - علامت كمال أو اين است كه تعهد خود را نسبت به همسايه رعايت مىكند وآنگاه كه نگهبان منزلش شد پيمان همسايگى را در نظر مىگيرد .
هستند جماعتى توانا اي دل * كز همت خويشند شكيبا اي دل
گر چرخ فلك بر سر ايشان گردد * هرگز نكنند سر به بالا اي دل
ستايش از قناعت 1815 - هواي نفس زير بار فقر نمىرود ، درصورتىكه فقر بهتر از ثروتى است كه نفس را به سركشى وانحراف وادارد .
1816 - روح بىنياز ، روحي است كه به مقدار نياز بسازد اگر نساخت تمام آنچه روى زمين است در اختيارش قرار گيرد باز براي أو كافى نيست .
صد گونه صفات زشت در آدم هست * وز حرص تو را هزار ويك ماتم هست
آن دم كه به قوت خود نگردى قانع * راضى نشوى به هرچه در عالم هست
تشويق به قناعت 1817 - ثروت وفقر در روح همه وجود دارد ، اگر قناعت را پيشه كرد هرچه پاداش به أو داده شود كم است .
1818 - روح را با قناعت تربيت كن . اگر أو را به قناعت تربيت نكنى بيش از مورد نياز از تو درخواست مىكند .
1819 - براي كسى كه دنبال لذت باشد وقناعت نداشته باشد نه نسبت آنچه از