اظهار علاقهى امام عليه السّلام به حضرت فاطمه عليها السّلام 1185 - توجه داشته باشيد كه طولانىتر از راه عمر ، راهى وجود ندارد وكجا مىتوان راه مرگ را بست .
1186 - من هرچند به مرگ يقين دارم اما آرزوئى طولانى هم كنار آن دارم
1187 - روزگار رنگهاى گوناگون دارد كه شب وروز جلوه مىكند ومردم در ميان اين روز وشب در حركت هستند ( وبه مرگ نزديك مىشوند . )
1188 - دنيا منزلگاهى است كه نمونه ديگرى ندارد ، هركس بايد از راه دنيا عبور كند ( وبه سرمنزل مقصود ، قبر برسد )
1189 - دنيا را با در نظر گرفتن روزگار عزت پشت سر مىگذارم وهر عزيزي در قبر ذليل است .
جمعى كه مدام مكر وتزوير كنند * در كار جهان هزار تدبير كنند
روزى كه رسد ز آسمان سنگ اجل * فرصت نشود كه وقت تغيير كنند
1190 - مشكلات دنيا نسبت به من زياد است وتا هنگام مرگ خود را در برابر ناراحتىها ( كه به خواست خداست ) ناتوان مىبينم .
1191 - من بدون ترديد آرزوى ملاقاة كسى را دارم كه وى را دوست دارم وآيا راهى براي ديدار محبوبم وجود دارد ؟ !
1192 - هرچند خانه ، مرا دور كرد وميان محل سكونت ما جدائى افتاد وقبل از من شايستهاى ديده از جهان فروبست ،
1193 - اما اين مطلبي است كه در ضربالمثلها موجود است وبراي جدائى مىگويند من هم براي شما بيان مىكنم : « روز جدائى وفراق ، روز كوچ است . »
* براي هر اجتماعي از دو دوست جدائى در پيش است وتمام مشكلات در پيش