از حوضهاى مرگى كه به دام آن افتاده بودند نجات يابند .
559 - اين مردان از قبيله فهر بن مالك وشخصيتهاى بلندبينى « 1 » بودند .
فرزند واسلحه هم در اختيار داشتند ( با اين همه باز شكست خوردند . )
كشتيم جماعتى ز كفّار قريش * وز لوح وجود شسته شد صورت طيش « 2 »
ديديم به كأم دوستان دشمن خويش * شد تلخ به كأم دشمنان شربت عيش
560 - احمد صلّى اللّه عليه وآله بهترين خلايق خيلى زود با زحمت فراوان ابىّ پسر خلف را در ميان غبار به خاك انداخت .
561 - پرندگان ، وكفتارها بر روى أو نشسته بودند ، بعضي تكه ، تكه مىبردند وبعضي ديگر ، نشسته ومىخوردند .
دشمن كه به قصد خون ما بود دلير * وز غايت زور داشت سرپنجه شير
جان داد به تيغ قهر واز لاشه أو * شد جانورى كه بود در صحرا سير
562 - با اينكه عجيب است كه از ما كشتيد اما آنچه به شهادت رسانديد ، به نيكبختى وسعادت كشانديد .
563 - باغهائى از فردوس پاك مخصوص آنهاست ، نه گرما آنها را شكنجه مىدهد ، نه سرما .
564 - درود خدا هرچه نام آنان به ميان آيد ، بر آنان باد زيرا چه بسيار مراكز خدمتي كه قبل از ميدان جنگ در آن حضور به هم رسانيدند .
هركس كه ز فيض حقّ سعادت يابد * وز عين عمل نور عبادت يابد
هامش
( 1 ) - بلندبينى اشاره به شهامت وسخاوت است . مثل دندهپهن كه اشاره به نفهم است .
( 2 ) - طيش : بىعقل .