تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان أمير المؤمنين ( ع ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
دشمن كه ز جهل مىكشد تيغ خلاف * با أهل صفا چرا زند هردم لاف أو ساكن دوزخ است وما أهل بهشت * پس لاف برابرى بود عين گزاف
داستان جنگ أحد 551 - اللّه زنده وأزلي است . نيرومند است وتجزيه‌ناپذير وكسى در قدرت خدا سهمى ندارد . 552 - خداست كه جايگاه كافران را به آنان نشان مىدهد وبه مؤمنين وعده‌هائى كه داده است انجام مىنمايد . 553 - اگر قدرتى باشد براي ما اندرز است . آيا اميد نيست كه در اشتباه دولت راه صحيح يافت شود . 554 - خدا كسى كه أو را دوست دارد پيروز مىگرداند ، زيرا پيروزى در دست خداست وبه كفّار كيفر مىدهد وشكست ، زيرا دشمن خدا هستند .
غمگين مشو اي دوست اگر چرخ بلند * آماده كند بهر تو أسباب گزند هرچند به تاب وپيچ باشى از پند * آن پند بود به لوح دل صورت بند
555 - بىپدرشده‌ها اگر از افتخارات خود سخن مىگوئيد واز آنان كه در خاك گور قرار گرفته‌اند حرف مىزنيد ( گوش فرا دهيد . ) 556 - طلحه را كه روى زمين افتاده بود ناديده گرفتيم وشمشيرهاى پهن آتش را ميان ما افروخته بود . 557 - عثمان پسر طلحه را از سرنيزه‌ها سيراب كرديم . در نتيجة وقتي خبر به همسرش رسيد گريبان خود را پاره‌پاره كرد . 558 - عثمان در ميان 9 تن ديگر بميدان آمده بود ، وقتي فرار كردند نتوانستند
ديوان أمير المؤمنين ( ع ) — صفحة 165 | حسين بن معين الدين الميبدي / زمانى