من اين بوده كه در حقّ أو دعا كردهام كه خدا عقلش را كامل گرداند .
آن دم كه كسى دشمن جان تو شود * يا در پى آسيب وزيان تو شود
از كينهى أو گر دل خود پاك كنى * ناگاه ز غيب مهربان تو شود
476 - دوستى را كه نسبت به من بدى مىكند بر اسرار خود امين نمىگردانم ورازهاى خود را در اختيارش نمىگذارم وبراي آزار به وى هم دستم را باز نمىكنم .
477 - وقتي براي دوستى با كسى پاسخ مثبت دادم ، نسبت به أو بخل نمىورزم ، هرچند پاسخ من به وى سبب شود كه مال وفرزندم را در راه أو بدهم .
تا در تن اين شكسته جان خواهد بود * از بهر وفاى دوستان خواهد بود
با هركه دم از مهر ومحبت زدهام * گر سر برود سخن همان خواهد بود
دوست واقعي 478 - هدف مردم در كارهاى جارى زياد است وهدف من از دنيا رفيق يكرنگ است .
479 - رفيقي كه همانند يك روح در دو جسم تقسيم شده باشند اگر چه دو جسم هستند ولى روح آنان يكى است .
از حضرت حقّ هميشه خواهد دل من * يارى كه سرشته باشد به مهرش گل من
از غم چه شود جهان به چشمم تاريك * پرنور كند چهرهى أو منزل من
قناعت 480 - كسى كه غذاى باقيماندهاى دارد ومىخورد وسرش را بلند نگاه مىدارد