پيوستند به حضور نبى صلى اللَّه عليه و آله رسيدند و گفتند : يا رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله ! منازل ما دور از منزلهاى شماست ما همنشين و هم صحبت نداريم . اقوام ما چون فهميدند مسلمانشدهايم .
ازدواج و مجالست و تكلّم با ما را تحريم كردهاند و اين تنهايى براى ما مشكل است .
مصطفى صلى اللَّه عليه و آله در جواب آنان آيهء
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ
. . . را تلاوت و سپس به سوى مسجد حركت كرد .
در مسجد عدّهاى در حال ركوع و عدهاى در حال سجود بودند .
سائلى هم در بين آنان تقاضاى كمك مىكرد . مصطفى صلى اللَّه عليه و آله از سائل پرسيد ؛ آيا كسى كمكى به تو كرده يا خير ؟
سائل گفت : بلى يا رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله ! يك انگشترى به من داده شد .
حضرت پرسيد : چه كسى آن را به تو داد ؟
سائل گفت : آن جوان كه ايستاده است و اشاره به على بن ابى طالب عليه السّلام كرد حضرت پرسيد : در چه حالتى انگشترى را به تو داد .
سائل گفت : آن را در حالت ركوع به من عنايت كرد .
مصطفى صلى اللَّه عليه و آله تكبير بلندى گفت ؛ سپس آيهء شريفه
وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ
« 1 » را قرائت فرمود « 2 » .
( 239 ) عبد اللَّه بن محمّد بن حنفيّة از نوادهگان على عليه السّلام در بارهء جدّش على عليه السّلام مىگويد .
امير المؤمنين على عليه السّلام به نماز ايستاده بود ، سائلى تقاضاى كمك از جمعيت حاضر در مسجد كرد ، على عليه السّلام با اشاره به سائل ، انگشترى خود را اعطا كرد ، سائل به خدمت نبى صلى اللَّه عليه و آله آمد .
آن حضرت پرسيد : آيا كسى چيزى به تو داده يا خير ؟
سپس آيهء
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا
. . . بر آن حضرت نازل شد .
هامش
( 1 ) مائده / 56
( 2 ) روايت رقم 238 فقط چند بيت شعر عربى بود كه ذكر نكردم .