رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله با صداى اذان بلال حبشى ، به سوى مسجد حركت كرد .
جماعتى در نماز ايستاده بودند ، طايفهاى در ركوع و جمعى در سجود مشغول عبادت بودند . سائلى در بين آنان مىگشت و تقاضاى كمك داشت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آن مسكين را فراخواند و پرسيد . آيا تا به حال كمكى دريافت كردهاى ؟
سائل گفت : انگشترى نقرهاى به من داده شد .
حضرت پرسيد : از چه كسى دريافت كردى ؟
سائل گفت : آن جوان كه ايستاده است . چون حضرت نگاه كرد ، ديد على بن ابى طالب عليه السّلام است .
حضرت پرسيد : آن انگشترى را در چه حالى به تو عنايت كرد .
سائل گفت ؛ در حال ركوع از دستش بيرون كشيدم .
مصطفى صلى اللَّه عليه و آله تكبير بلندى گفت : سپس فرمود :
وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ
.
[ 35 ]
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ
. ( مائده / 67 ) اى پيامبر ، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ، ابلاغ كن ؛ و اگر ابلاغ نكنى پيامش را نرساندهاى ، و خدا تو را از ( گزند ) مردم نگاه مىدارد .
( 244 ) ابى هريرة از رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله نقل مىكند كه آن حضرت فرمود : در شب معراج آن هنگام كه به آسمان سير مىكردم ندايى جذّاب از زير عرش بگوشم رسيد كه چنين مىگفت ؛
انّ عليّا راية الهدى و حبيب من يؤمن بى بلّغ يا محمّد !
به درستى كه على عليه السّلام علم هدايت و حبيب و محبوب مؤمن به من است ؛ اى محمّد ! پيامت را ابلاغ كن .