رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : از خداى خويش برادرى و دوستى على بن ابى طالب عليه السّلام را خواسته بودم . پروردگارم همان دم ، آنچه را خواسته بودم اجابت فرمود .
مردى از قريش چون دعاى مرا در حق على عليه السّلام شنيد گفت :
به خدا سوگند يك صاع خرما در نزد ما بهتر است . از آنچه محمد صلى اللَّه عليه و آله از خداى خويش خواسته است .
چون سخن آن مرد قريشى به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله رسيد ، بر او سخت گران آمد و دلتنگ شد .
خداى سبحان آيهء
فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ
. . . را براى تسكين و شاد كردن آن حضرت فرستاد .
( 371 ) ابى جارود از ابو جعفر عليه السّلام حديثى را از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نقل كرده است كه رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله فرمود :
« سالت ربّى مواخاة علىّ و موازرته و اخلاص قلبه و نصيحته فاعطانى »
از خداى خويش برادرى على و پشتيبانى او و اخلاص قلبش و نصيحتش را درخواست كردم ، پس آنچه از پروردگار خواستم به من عطا فرمود .
مردى از قريش چون اين سخن را شنيد گفت : عجب دارم از محمد صلى اللَّه عليه و آله كه چنين دعاهايى مىكند ، و اللَّه يك صاع خرما در نزد ما محبوبتر از آنچه او خواسته است .
اى مردم ! پس چرا محمد صلى اللَّه عليه و آله دعا نكرد تا فرشته و ملكى او را در مقابل دشمنانش يارى دهد . يا طلا و نقره طلب نكرد تا با آن قوى شود و بر دشمنانش غالب گردد .
چون اين سخنان بيهوده به گوش رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله رسيد ، ملول و غمگين شد .
و آن گاه خداى سبحان ، آيهء
فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ
. . . تا آخر آيه را بر آن بزرگوار نازل فرمود .
با شنيدن آيه شريفه قلب مبارك مصطفى صلى اللَّه عليه و آله تسلّى يافت و شاد شد .