بيرون روند و ( خودشان هم ) گمان مىكردند كه دژهايشان بازدارندهى آنان در برابر امر و عقوبت الهى است ؟ پس امر ( / عذاب ) الهى از جايى كه گمانش را نمىبردند بر آنان فرود آمد و در دلهايشان هراس انداخت ، ( چندانكه ) خانههايشان را به دستان مؤمنان ويران مىكردند ، پس اى ديدهوران عبرت گيريد .
و اگر خداوند جلاى وطن را بر آنان مقرر نداشته بود ، در دنيا ( به عذاب سهمگين ) معذّبشان مىداشت و براى آنان در آخرت عذاب آتش دوزخ است .
اين از آن است كه با ( امر ) خداوند و پيامبرش مخالفت ورزيدند و هر كس با امر خداوند مخالفت ورزد ( بداند كه ) خداوند سخت كيفر است .
هر چه از درختان خرما بريديد يا آن را ايستاده با ريشههايش باقى گذارديد همه به اذن الهى بود تا نافرمان را خوار بدارد .
و هر چه خداوند از ايشان به ( صورت فىء ) عايد پيامبرش گرداند ، شما در آن نه اسباب را به تاخت درآوريد و نه شتران را ، بلكه خداوند پيامبرانش را بر هر كس كه خواهد سلطه دهد و خداوند بر هر كارى تواناست .
آنچه خداوند ( به صورت فىء ) از ( اموال ) اهل آباديها عايد پيامبرش گرداند ، خاص خداوند و پيامبر و خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و در راهماندگان است ، تا در ميان توانگران شما دستگردان نشود ، آنچه پيامبر شما را دهد آن را بپذيريد و آنچه شما را از آن باز دارد ، از آن دست بداريد و از خداوند پروا كنيد ، كه بىگمان خداوند سخت كيفر است .
براى بينوايان از مهاجران است كه از خانه و كاشانههايشان و ملك و مالهايشان رانده شدهاند و در طلب بخشش و خشنودى خداوندند و ( دين ) خداوند و پيامبر او را يارى مىدهند ، اينانند كه راستگويانند .
و ( براى ) كسانى كه پيش از آنان در سراى اسلام ( مدينه ) جاى گرفتند و ايمان را پذيرفتند ، كسانى را كه به سوى آنان هجرت كردهاند ، دوست مىدارند و نسبت به آنچه به ايشان داده ده است ، در دل خود احساس نياز نمىكنند و ( آنان را ) و لو خود نيازمندى داشته باشند ، بر خود برمىگزينند و كسانى كه از آزمندى نفس خويش در امان مانند ، آنانند كه رستگارند .
و كسانى كه پس از آنان آمدهاند گويند پروردگارا ما و
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 102
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١٠٢