تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1130

مساهمون:

ص١١٣٠
تيمارى دارد اگر فرمايى تا به خانه پيش مادر روم تا او تعهّدى مىكند ، تا مگر بهتر شوم . و پيغامبر صلّى اللَّه عليه گفت كه تو بهتر دانى اگر مىخواهى كه به روى برو . و عايشه را كنيزكى بود نام آن كنيزك بريره بود و آزاد كرد عايشه رضى اللَّه عنها بود ، و او را با خود ببرد و به خانه پيش مادر رفت ، و آنجا بر جامهء خواب خفت ، و سخت رنجور شد ، و هيچ طعام نمىخورد ، و ضعيف گشت از ان رنجورى . و پيغامبر صلّى اللَّه عليه پيش وى نرفتى ، و چون بريره را ديدى گفتى ، كيف مريضتكم . « 1 » گفتى آن بيمارتان چون است ، و عايشه رضى اللَّه عنها بيست و پنج روز خفته بود هم بر آن حال . پس پيغامبر صلّى اللَّه عليه يك روزى همه انصار را گرد كرد و شنيده بود كه اين سخن از اول بار عبد اللَّه بن ابىّ گفته بود . پس چون پيغامبر صلّى اللَّه عليه آن خلقان را گرد كرده بود برخاست و بر منبر رفت ، و خطبه خواند و گفت چه بوده است اين مردمان را كه پيغامبر خداى همى رنجه دارند و اهل وى را همى تهمت كنند ، كه من اهل خويش را پاك همى دانم و پاكيزه و هيچ تهمت بديشان نمىبرم ، و ايشان را بجز پاكيزگى و نيكوى ندانم . پس چون پيغامبر صلّى اللَّه عليه اين سخن بگفت اسيد بن حمش « 2 » بر پاى خاست ، و او مهتر اوس بود ، و گفتا يا رسول اللَّه كيست كه اين سخن مىگويد ، نام وى بگوى تا من هم اكنون سروى بردارم ، كه آن كس كه اين چنين سخن گويد خون وى مباح باشد . پس مردى از مهتران خزرج برخاست و گفت كه تو دروغ همى گويى كه تو هيچ كس را
هامش
( 1 ) كيف بنتكم السقيمة . ( بو ) ( 2 ) اسيد بن حصين . ( بو ) - اسيد بن حضير . ( السيرة النبويه )