4 - تا پاداش كند آن كسها كه بگرويدند و كردند نيكيها ، ايشانند كه ايشانراست آمرزش و روزى نيكو « 1 »
5 - و آن كسها كه برفتند اندر آيتهاى ما عاجز كنندگاناند « 2 » ايشاناند كه ايشانراست عذابى از عقوبتى « 3 » دردناك
6 - و بينى « 4 » آن كسها را كه داده آمد ايشان را دانش آنك بفرستاد سوى تو از خداوند تو كه اوست براستى ، و راه نماينده سوى راه خداى بىهمتاى ستوده
7 - و گفتند آن كسها كه كافراناند : اى دلالت كنيم شما را بر مردى كه آگاه كند شما را آن گاه پاره كرده شديد هر جاى پاره كردنى همى شما اندر آفرينشى هستيد نو ؟ « 5 »
8 - بگفتند بر خداى عزّ و جلّ دروغ ؟ يا بد و ديوانهاى ؟ بل كه آن كسها نه گرويدند بدان جهان اندر عذاب و بىراهى دور « 6 »
9 - همى نه بينى « 7 » سوى آنچه پيش ايشان است و آنچه پس ايشان است از آسمان و زمين ؟ اگر خواهيمى فرو بريمى « 8 » ايشان را به زمين ، يا بيوكنيم « 9 » بر ايشان پارهاى از آسمان ، كه اندر آن هست آيتى هر بندهاى را باز آمدگان « 10 »
هامش
( 1 ) بزرگوار . ( آ . بو )
( 2 ) كه بكوشيدند اندر آيتهاى ما تا سست گردانند ما را . ( بو ) . . . تا سست گردانند آن را . ( آ . صو )
( 3 ) از عذابى . ( بو . آ . صو )
( 4 ) و ببينند . ( آ . بو . صو )
( 5 ) هيچ راه نمون باشيم بر مردى كه آگاهى دهد شما را چون پراكنده گردانند شما را هر پراكندنى - يعنى بريزانند زير خاك - شما را بيافرينند نو ؟ ( بو )
( 6 ) يا همى بافد بر خداى دروغى يا بوى ديوانگى است ؟
نى كه آن كسها كه همى نه گروند به آن جهان اندر عذاب باشند و گم بودگى دور .
( بو . آ )
( 7 ) همى نه بينند . ( بو . آ )
( 8 ) اگر خواهيم فرو بريم . ( بو .
آ . صو )
( 9 ) يا فرو افكنيم . ( بو )
( 10 ) مر هر بندهء باز گردانده را . ( بو صو ) - هر بندهى را باز گشته بما . ( آ )