تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1350

مساهمون:

ص١٣٥٠
وعده كرد ، و هم به آن مجلس عبد اللَّه بن عمر را پيش خواند و بر وى خصمى كردند كه هرمزدان را و جفينه را « 1 » كشته است . عثمان رضى اللَّه عنه گفتا او را چه بايد كردن ؟ على رضى اللَّه عنه گفت كه او را باز بايد كشتن كه هرمزدان مسلمان بود و مولاى عبّاس بن عبد المطّلب بود عمّ من . و سعد بن ابى وقّاص گفتا او را ببايد كشتن كه جفينه مسلمان بود و مولاى من بود . پس عمرو عاص گفتا يا امير المؤمنين نيك نبود كه پرير « 2 » امير المؤمنين عمر پدر او را بكشتند و تو امروز پسرش را بكشى . و چون اين خبر بروم افتد روميان گويند كه مسلمانان شمشير اندر نهادند و يك ديگر را مىكشند . پس عثمان رضى اللَّه عنه گفت يا عمر و پس چه كنيم ؟ عمرو گفتا يا امير المؤمنين خداى عزّ و جلّ اين كار بر تو آسان كرده است ، اين را كوتاه كن كه اين كار نه بولايت تو بوده است . پس عثمان رضى اللَّه عنه دست از عبد اللَّه بن عمر بداشت و خون بهاى هرمزدان و ان جفينه هر دو از خويشتن بداد و او را آزاد كرد . پس عثمان رضى اللَّه عنه روز سه ديگر عمّالان خويش را بيرون كرد و بناحيتها فرستاد . سعد ابى وقّاص را بكوفه فرستاد . و عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح را بمصر فرستاد ، و عبد اللَّه بن بديل را بيورقان ( ؟ ) فرستاد و كار شام « 3 » بمعاوية بن ابى سفيان سپرد . و معاويه را بروزگار عثمان رضى اللَّه عنه دست قوى شد ، و به دريا اندر شد ، و حرب روم بكرد ، و غنيمت بسيار بياورد . و كار معاويه قوى شد بروزگار عثمان رضى اللَّه عنه ، و فتوحهاى بسيار بر دست وى و بدست عمّال
هامش
( 1 ) هرمزان را و جفينه را . ( بو ) ( 2 ) دى . ( صو ) ( 3 ) و عبد إله بن سعد را به مصر فرستاد و عبد اللَّه بن بديل به بوژفان ( ؟ ) فرستاد و عمرو عاص را باسكندريه فرستاد . و كار شام . ( بو )