فرو گذاشته . « 1 » پيغامبر عليه السّلم سلمان را گفت كه بپرس تا چرا ريش تراشيدهاند و سبلت فرو گذاشته . سلمان ازيشان پرسيد كه چرا اين چنين كردهايد و ريشها تراشيده و سبلت فرو گذاشته . ايشان گفتند كه خدايگان ما ما را چنين فرموده است و قاعدهء ما چنين است ، پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم گفت مرا بارى خداوند من چنين فرموده است كه سبلت بچينيم و ريش فرو گذاريم . « 2 » و بخبر آمده است به اسنادهاى درست كه پيغامبر صلّى اللَّه عليه گفت :
قصوا الشارب و أعفوا اللحى .
گفت سبلت را چيده داريد و ريش را فرو گذاريد .
پس پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم ايشان را فرو آورد و طعامشان فرستاد . « 3 » و آن رسولان سه روز آنجا ببودند پس تعجيل همى كردند برفتن ، و پيغامبر عليه السّلم ايشان را بحديث و سخن نگاه همى داشت . پس جبريل عليه السّلم آمد و گفت « 4 » يا رسول اللَّه بدان كه سپاه عجم همه يكى شدند و بر پرويز بيرون آمدند و او را بگرفتند و محبوس كردند ، و شير و پسر پرويز را بملكت بجاى وى بنشاندند ، و جمله با وى « 5 » بيعت كردند ، و كار پرويز اندرين روزگار بسر آيد و سپرى شود ، و ملكت عجم بر شير و پسرش راست بيستد و قرار گيرد ، و ترا ازينجا نبايد رفتن .
و سبب آن حديث كه پرويز را كار به آخر آمد و همه خلق جهان بر وى بيرون آمدند آن بود كه پرويز را دوازده پسر بود و آن همه پسران بر وى بيرون آمدند بدانكه منجّمان وى را گفته بودند كه از فرزندان
هامش
( 1 ) فروهشته . ( بو . آ )
( 2 ) كه سبلت را پاك كنم و ريش فرو هلم . ( بو . صو )
( 3 ) و لختى پست و خرما فرستاد . ( بو . آ ) - و طعام فرستاد مر ايشان را پست و خرما .
( صو )
( 4 ) اوراق نسخهء آستانه ازينجا تا اول سورة الروم افتاده است .
( 5 ) و شيروى را پسر وى را ملكت عجم دادند و او را . ( بو )