37 - و بدروغ داشتند او را و بگرفت ايشان را عذاب ، « 1 » بگرديدند اندر سراى ايشان مردگان
38 - و قوم عاد و قوم صالح ، و بدرستى كه پيدا آمد شما را از جايگاههاى ايشان ، و بياراست ايشان را ديو كردارهاى ايشان و دور كرد ايشان را از راه ، و بودند هويدا بر ديدارها « 2 »
39 - و قارون و فرعون و هامان ، و بدرستى بيامد بديشان موسى بنشانها ، و بزرگى كردند اندر زمين و نه بودند پيشى كنندگان « 3 »
40 - و همه را « 4 » بگرفتيم بگناه ايشان . و از ايشان بود كه بفرستاديم برايشان سنگ باران ، « 5 » و از ايشان بود كه بگرفت ايشان را آن بانگ و آواز كه همه بدان هلاك شدند ، « 6 » و از ايشان بود كه فرو برديم او را به زمين ، و از ايشان بود كه غرقه گردانيديم - فرعون را و گروه او را - « 7 » و نه باشد كه خداى عزّ و جلّ ستم كند بديشان ، و لكن بودند بر تنهاى خويش ستم همى كردند « 8 »
41 - و داستان آن كسها كه بگرفتند از بيرون خداى عزّ و جلّ خدايان چون داستان عنكبوت است كه بكند خانهاى ، كه سستتر همه خانها خانهء عنكبوت است اگر هستند و دانند « 9 »
42 - و حقّا كه خداى عزّ و جلّ داند آنچه همى خوانيد از بيرون او
هامش
( 1 ) زلزله . ( بو ) - آوازى عذاب . ( آ ) الرجفة .
( 2 ) و ايشان همى ديدند هلاك ايشان . ( بو )
( 3 ) پيش روندگان . ( بو )
( 4 ) و هر يكى را . ( بو ) و همه را . ( آ . صو )
( 5 ) سنگ ريزه . ( بو )
( 6 ) كه بگرفت بانگ ، يعنى قوم شعيب و صالح را بانگ جبرئيل . ( بو )
( 7 ) و ازيشان كس بود كه غرقه كرديم . ( آ . بو )
( 8 ) ستمكاران . ( بو )
( 9 ) مثل آن كسها كه بگرفتند از جز خداى عز و جل دوستان چون مثل غنده است - يعنى كرتينه - كه بگرفتند خانه ، و سستترين خانها خانهء غنده است اگر چنانست كه بدانندى . ( بو )