[ أَزْواجاً ]
از چهار پايان جفت آفريد ، به صورت مذكّر و مؤنّث يا مقصود از جفت اهلى و وحشى است ، يا مقصود اين است كه براى شما و به نفع شما حيوانات را به صورت جفت آفريد .
[ يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ ]
خود شماها و حيوانات را به صورت جفت آفريد تا نسل شما را زياد كند .
و اين جمله نيز از گفتار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله يا از جانب خداى تعالى است .
[ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ]
لفظ « كاف » در « كمثله » زايده يا اسميّه است و جمله خبر « ليس » است ، كه در اين صورت اين كلام براى مبالغه در نفى مثل است نه اينكه مفاد جمله اثبات مثل براى خداى تعالى باشد .
و در اوّل سورهى بقره گذشت كه خداى تعالى وجود محض و بسيط الحقيقة است ، بسيط بودن او اقتضا مىكند كه دوّم نداشته باشد و گرنه مركّب مىشود و اگر دوّمى براى او نباشد داراى مثل و ضدّ نيز نمىشود .
[ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ]
اين جمله به منزلهى نتيجهى نفى مثل است ، چون وقتى خداى تعالى داراى مثل نباشد پس هيچ شنوايى جز شنوايى او ، هيچ بينايى جز چشم بينش او وجود نخواهد داشت . و گرنه غير او نيز مانند او شنوا و بينا خواهد بود ، پس شنوايى و بينايى منحصرا در خدا ثابت است .
[ لَهُ مَقالِيدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ]
لفظ « مقلاد » بر وزن « مفتاح » و لفظ « قلّيد » بر وزن « سكيت » به معناى خزانه است .