كس را كه بخواهد بر حسب استعدادش در رحمت خود داخل مىكند .
[ وَ الظَّالِمُونَ ما لَهُمْ مِنْ وَلِيٍّ ]
ستمكاران ولىّ ندارند كه متولّى و عهدهدار امورشان بوده و صلاح آنان را به سوى خودشان بكشاند .
[ وَ لا نَصِيرٍ ]
و يار و مددكارى ندارند كه ضرر را از آنان دفع كرده و در سختىها كمكشان كند ، بارها اين مطلب گذشته كه نبىّ صلّى اللّه عليه و آله به سبب ولايتش ولىّ و به سبب رسالتش نصير است .
و در اين جمله اولش عبارت و اداى جمله را تغيير داد تا اشعار به اين باشد كه ورود در رحمت از اوصاف ذاتى خداى تعالى است ، ولى عقوبت ظالم از عرضيّات رحمت رحمانى او است ، نه از اوصاف ذاتى .
[ أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ]
لفظ « أم » در اينجا به معناى « بل » با همزه يا بدون همزه است . يعنى آنان كه جز خدا دوستانى گرفتند از آن سودى نمىبرند .
[ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ ]
فقط خدا ولىّ است و وليّى جز او نيست .
[ وَ هُوَ يُحْيِ الْمَوْتى ]
و او است كه مردگان از حيات حيوانى را زنده مىكند ، يا مردگان از حيات انسانى را كه عبارت از ولايت تكليفى است زنده مىكند .
[ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ ]
در هر چيزى كه اختلاف كرديد آن را به خدا برگردانيد ، يعنى هر چيزى كه اسم شيء و چيز بر آن صادق باشد از امر دين يا امر دنيا از معاملات يا معاشرتها يا نكاحها و ارثها .