جهت تو را تكذيب نكردند كه تو را دروغگو بيابند ، بلكه از آن جهت تكذيب كردند كه از رسالت بشر تعجّب مىكردند .
[ فَقالَ الْكافِرُونَ ]
آنان كه به رسالت تو كافر شدند گفتند :
[ هذا شَيْءٌ عَجِيبٌ ]
اين رسالت از خدا كه پيامبر ادّعا مىكند چيز عجيبى است و شگفتآور است .
يا اين مطلب كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىگويد از قبيل زنده شدن بعد از مرگ و از هم پاشيده شدن نظام چيز شگفت و تعجّبآورى است .
[ أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً ]
آيا وقتى مرديم و خاك شديم زنده مىشويم و بر مىگرديم ؟
[ ذلِكَ ]
اين زنده شدن بعد از مرگ
[ رَجْعٌ بَعِيدٌ ]
بازگشت بسيار بعيدست ، چون ممكن نيست .
زيرا زنده شدن و بعث كه عوام به آن قايل است ، فيلسوف كه خود را از حكما مىشمارد آن را انكار مىكند و آن را عقلا محال مىداند .
زيرا اين معنا مستلزم ردّ فعليّت به قوّه و استعداد و موجود به معدوم است ، چنانچه در محلّ خود بيان شده است .
[ قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ ]
ما به آنچه زمين از آنها بكاهد كاملا آگاهيم .
جواب سؤال مقدّر است ، گويى سؤال مىشود : چگونه مبعوث مىشوند در حالى كه آنها با زمين مخلوط مىگردند ؟
[ وَ عِنْدَنا كِتابٌ حَفِيظٌ ]
و كتاب لوح محفوظ نزد ماست يعنى نزد ما كتابى است كه همهى قوا ، اعضا ، اسماء و اعداد و اعمال خير و شرّ