نفرت از آن داريد ( پس بدانيد كه مثل غيبت مؤمن به حقيقت همين است ) .
استفهام انكارى و لفظ « أحد » را آورد تا مفيد عموم باشد ، خوردن گوشت مردهى برادر و تأكيد مفهوم نفى حبّ بهوسيله عطف « كرهتموه » براى مبالغه است كه نهى از غيبت را با مبالغه برساند .
تمثيل غيبت به خوردن گوشت مرده بدان جهت است كه اسما قالبهاى مسمّيات هستند ، خود به طور مستقلّ حكمى ندارند ، كسى كه مؤمنى را به بدى ياد مىكند نمىشود مگر آنكه مؤمن را از لطيفهى ايمانش تخليه نمايد .
پس ذكر مؤمن بر زبان و شنيدن آن با گوش به منزلهى گوشت مؤمن است كه از روح خالى باشد كه غيبتكننده آن را با دهانش مىجود و در شكمش داخل مىكند ، چه داخل كردن در شكم از طريق گوش مانند داخل كردن در شكم از طريق حلق و گلو است ، روى همين جهت در خبر كه وارد شده است كه ، شنوندهى غيبت شريك غيبتكننده است « 1 » .
[ وَ اتَّقُوا اللَّهَ ]
از خدا بترسيد و غيبت نكنيد ، اگر غيبت كرديد توبه كنيد ، چون ديدن عيب از غير و ذكر آن بر زبان در سرشت انسان و ذات انسان نهفته است و از سوى ديگر خداى تعالى غيبت را ذمّ نمود و از آن نهى فرمود و اين موجب نااميدى اغلب مردم از رحمت الهى مىشد .
هامش
( 1 ) نور الثقلين ج 5