تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
و اين مطلب همان است كه در سوره‌ى بقره ذكر كرديم كه غيبت مؤمن و ذكر او به بدى در غياب و حضور او و ايذاى او همه‌ى اين‌ها به صاحبش بر مىگردد . پس هر كس غيبت مؤمنى را بكند و او را به زشتى و بدى ذكر نمايد مانند كسى است كه از صاحب او غيبت كند و او را به بدى ياد نمايد . و غيبت كردن از صاحب مؤمن كه از بزرگترين آيات الهى است و ذكر او به بدى فوق همه‌ى گناهان و غايت و نهايت آنهاست . چنانچه خداى تعالى فرمود :
ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ
يعنى عاقبت كسانى كه عمل زشت و بدى انجام دادند و آيات الهى را تكذيب كردند و آن را به استهزا و مسخره گرفتند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : كسى مؤمنى را غيبت كند به چيزى كه در مؤمن وجود دارد و خداوند هرگز آن دو را در بهشت جمع نمىكند ، هر كس مؤمنى را غيبت نمايد به چيزى كه در او وجود ندارد عصمت و ربط بين آن دو قطع مىشود ، شخص غيبت‌كننده هميشه در آتش خواهد بوده و چه بازگشت بدى است . پس غيبت كردن در موضوعى كه در مؤمن وجود ندارد خاصيت غيبت و دروغ هر دو را دارد . و نيز رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : شخصى را روز قيامت مىآورند و در آن موقف نامه‌ى عمل او را به دستش مىدهند ، نگاه مىكند و هيچ كار خوب در آن نمىبيند ، مىگويد : خدايا اين نامه‌ى عمل من نيست ،
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 353 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى