نشده است ؟ !
[ وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً ]
و اگر ناخوشايند بودن و كراهت اين مطلب نبود .
[ لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ ]
بدين گونه كه در اموال كفّار توسعه مىداديم تا سقف خانههايشان را از نقره قرار دهند .
[ وَ مَعارِجَ ]
و نردبانهايشان را از نقره قرار مىداديم .
[ عَلَيْها يَظْهَرُونَ ]
تا با آن نردبانهاى نقرهاى به بالاى پشت بامها بروند .
[ وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً ]
درهاى خانهها و تختهاى آنان را از نقره قرار مىداديم .
[ عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ وَ زُخْرُفاً ]
منظور از زخرف زينت و زيور است ، يعنى اگر مىشد همهى مردم كافر باشند همه را غنى و بىنياز مىكرديم .
چون كافر خوار و از جانب ما مطرود و ناخوشايند است و ما از كافر توجّه و التفات به خودمان را نخواستيم و اگر مراعات حالى كسى كه استعداد ايمان در وجودش هست نبود در دنيا بر او توسعه مىداديم به نحوى كه حتّى يك لحظه هم غم دنيا را نمىخورد تا ديگر توجّه و التفات به سوى ما نمىكرد ، لكن جهت مراعات حال كسانى كه استعداد ايمان دارند در بين كفّار نيز فقر و بىنيازى قرار داديم ، چنانچه در بين مؤمنين نيز مال دارى و فقر وجود دارد .