باطل را مىداند اگر چه در دلها و نفوس شما پنهان باشد ، آن را نابود مىسازد ، جا و محل حقّ را هم مىداند و حقّ را به آنجا القا مىكند شما راضى باشيد يا نباشيد .
قُلْ
يعنى براى آنكه آمدن حقّ را بشارت دهى و اهل باطل را تهديد نمايى بگو :
جاءَ الْحَقُّ
حقّ يعنى ولايت آمد ، كه آن به حقيقت خدا حقّ است چنانچه بارها اين مطلب گذشته است و هر حقّى به سبب حقّ بودن ولايت حقّ است .
وَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما يُعِيدُ
باطل از بين رفت و نابود شد به نحوى كه ديگر از آن ايجاد و اعاده ممكن نيست .
و ممكن است لفظ « ما » استفهاميّه باشد ، يعنى چه چيزى مىتواند باطل را ايجاد كند ، كه در حقيقت مثل معناى اوّل نفى ايجاد و ابداست با تأكيد .
بعضى گفتهاند : مقصود از باطل ابليس است ، پس اين آيه ردّ بر ثنوىها است كه معتقد به ابليس و ايجاد و اعاده او هستند . « 1 » و بعضى گفتهاند : معناى آيه اين است كه باطل براى اهلش خيرى را در دنيا ايجاد نمىكند و خيرى را در آخرت اعاده نمىكند .
يا معناى آن اين است : باطل ابتداء به كلامى تكلّم نمىكند ، كلام ديگران را هم مانند كوهها برنمىگرداند .
از امام رضا عليه السّلام آمده است رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حالى داخل مكّه شد كه در اطراف خانه خدا سيصد و شصت بت بود و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با چوبى كه در دست داشت آنها را مىزد و مىگفت :
هامش
( 1 ) تفسير بيضاوى : ج 2 ، ص 265 .