تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
وَ تَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ تَدْعُونَنِي لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَ أُشْرِكَ بِهِ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ
لفظ « تدعوننى » دوم بدل از « تدعوننى » اوّل است يعنى : در حالى كه شما مرا به آتش دعوت مىكنيد و مىخواهيد كه به خدا كفر ورزم و به چيزى كه به آن علمى ندارم شرك مىورزم . اين جمله كنايه از اين است كه شما عبادت و پرستش چيزى را جائز مىدانيد كه برهان و دليل بر آن نداريد ، اين سفاهت و حماقت نيست ، شما عبادت مىكنيد چيزى را كه علم به خدا بودن آن نداريد .
وَ أَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ
و من شما را دعوت به عزيزى مىكنم كه هيچ مانعى از تحقّق مراد و مقصود او منع نمىكند ، عزّت او دليل خدا بودن او است .
الْغَفَّارِ
بخشنده‌اى كه شايسته است به‌وسيله عبادتش غفران و بخشش او را طلب نمود .
لا جَرَمَ
درباره اين كلمه يعنى لفظ « لا جرم » گفته مىشود : « لا جرم » و « لا ذا جرم » و « لا ان ذا جرم » يعنى به اضافه لفظ « ذا » يا أن مفتوح با لفظ « ذا » و نيز گفته مىشود : « و لا عن ذا جرم » همه‌ى اين‌ها مانند لفظ « ضرب » است ، « لا جرم » مانند « كرم » و نيز گفته مىشود : « لا جر » با اسقاط ميم ، « لا جرم » با ضمّه جيم و سكون راء ، گويا كه فعل ماضى بوده ، سپس استعمال آن زياد گشته ، لفظ « ذا » يا لفظ « أن » و « ذا » يا « عن » و « ذا » بر آن داخل شده و صورتش تغيير نكرده و اين لفظ از مادّه « جرم » به معناى گناه است ، به اين قرينه كه « لا جرم » با ضمّه جيم و سكون راء به معناى با باقى ماندنى استعمال شده است ، يا از « جرم » به معناى قطع و يقين است به اين