تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
وَ لَهُمُ الْبَنُونَ
و براى خودشان پسران باشند كه به نظر آنان شريف‌ترين اولاد مىباشند ، كه بدانند كه آنان در اين نسبت خطا كرده‌اند ، بيدار شوند و بدانند كه در نسبت دادن فرزند به سوى خداى تعالى اشتباه كرده‌اند ( و همچنين در برترى پس بر دختر در اشتباهند ) .
أَمْ خَلَقْنَا الْمَلائِكَةَ
يا ما ملايكه را كه شريف‌ترين مخلوقات هستند و از نقايص مذكّر و مؤنّث بودن مبرّا هستند .
إِناثاً
مؤنّث آفريديم كه به انواع نقايص مبتلا باشد .
وَ هُمْ شاهِدُونَ
يعنى آيا آنها ديدند كه ما ملايكه را دختر آفريديم ؟ ! تا متنبّه شوند كه اين گفتار آنان جز حدس و تخمين نيست ، فكر و انديشه كنند كه عاقل نبايد در مثل اين مطلب مهمّ با حدس و تخمين سخن بگويد .
أَلا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ
آنان از جهل و نادانى بر خدا دروغ بسته و اين سخنان مهمّ و بزرگ را مىگويند كه نبايد گفته شود ، مىگويند كه :
وَلَدَ اللَّهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ
خدا را فرزند مىباشد البتّه دروغ مىگويند و هيچ احتمال و صدق در گفتار آنان نيست .
أَصْطَفَى الْبَناتِ عَلَى الْبَنِينَ ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ
آيا متذكّر نمىشويد قبح و زشتى آنچه را كه مىگويند و نسبت فرزند به خدا مىدهيد . زيرا چنين نسبتى خداى تعالى را از وجوب به امكان ، از بىنيازى به احتياج ، از تنزّه به تدنّس ، از تجرّد به مادّى بودن و غير