كه گفته است : خداوند كسى است كه بادهاى هواهاى نفس را مىفرستد كه موجب درست شدن ابر مىشود و بدان وسيله بعضى از نفوس زنده مىشوند و بعضى به هلاكت مىرسند .
فَتُثِيرُ سَحاباً فَسُقْناهُ
در اين جمله التفات از غيبت به تكلّم است ( يعنى موارد بالا به صورت فعل غايب به كار مىرفت ولى اكنون به صورت صيغه متكلّم ) .
إِلى بَلَدٍ مَيِّتٍ
شهر مردهاى كه آماده زنده شدن است .
فَأَحْيَيْنا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها
زمين آن شهر را با روياندن گياه و سبز شدن درختان پس از آنكه آن شهر از گياه و درخت مرده بود ، زنده كرديم .
و همچنين خداوند بادهاى نفسانى و عقلانى و بادهاى حوادث زمان را مىفرستد تا بدان وسيله ابر رحمت را به سوى شهرهاى نفوس شما كه از گياه ايمان خشك شده است سوق دهد و در نتيجه نفوس مستعد و آماده را جان مىدهد و زنده مىكند و نفوس خشك را و با قساوت و سخت را هلاك مىكند .
كَذلِكَ النُّشُورُ
همچنين است حشر و نشر از قبرهاى نفوس خود و جلد بدنهايتان و از قبرهاى برزخهايتان ، چه قوا و استعدادها كه در بدنها و نفوس پنهان است ، مانند دانهها و رگ و ريشههايى است كه در زمينها پنهان است ، خروج آنها از قوّه به فعل توسّط بارانهاى رحمت الهى مانند خروج دانهها و ريشهها به سبب گياه و خروج درختان و برگهاست بر اثر بارانهاى ابر .
مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ
اين جمله از ما قبلش در لفظ و معنا