جانشينان آنان را فرستاد تا در حفظ امانت به انسان كمك كنند و آن را به خزانه برسانند ، آنان را امر كرده به بندگان كمك نموده و بندگان را امر به پيروى از آنان نمود .
چون كمك كردن و پيروى در اين مورد جز با اتّصال روحانى به جانشينان خدا و دخول حافظ و نگهبان در قلوب بندگان كه صورت نازل از خلفاى خداست ممكن نيست ، از اين دخول حافظ به قلوب بندگان تعبير به ايمان مىشود كه داخل در قلب است .
اين اتّصال و اين دخول ممكن نيست مگر با اتّصال صورى و توجّه تمام از جانب خلفا و استغفار براى بندگان و توبه و تسليم كامل از جانب بندگان ، اين همان بيعت است كه از زمان آدم عليه السّلام تا زمان خاتم صلى اللّه عليه و آله معمول و با شرائط بيعت نزد مردم مقرّر و ثابت بوده است و تا چندى كه بندگان با يكى از دو بيعت بيعت نمىكردند داخل در دين نمىشدند و مسلمان و مؤمن ناميده نمىشدند و هرگاه كسى با يكى از دو بيعت بيعت مىنمود ديگر كارى بزرگتر از اين ندارد كه توجّه به كسى نمايد كه با او بيعت نموده و نظر به سوى او كند و با او بنشيند و خدمت و تعظيم براى او نمايد و در شئون او تأمّل كرده و او را بر حسب روحانيّتش به سوى خود جذب كند و خودش را به سبب زيادى و كثرت تذكّر شئون او به سوى او بكشاند .
چون محمّد صلى اللّه عليه و آله اصل جميع خلفا و جانشينانست و همهى خلفا سايهها و شئون او محسوب مىشوند .
لذا هر چيزى كه از جميع خلفا به دست مىآيد از او حاصل مىگردد و آنچه كه براى جميع خلفا لازم است از قبيل : نظر ، خدمت ،
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 493
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٩٣