تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
كوههاى مواليد تعبير مىشود . پس همه آنها از حمل آن امانت خوددارى كردند ، چون ديدند كه آن امانت از مقام اطلاق است و هيچ موجودى لياقت حمل آن را ندارد مگر آنكه آمادگى خروج از مقام تقيّد و حدود ، وصول به مقام اطلاق و وجوب داشته باشد ، ديدند كه خودشان هر كدام مقام معلوم و حدّى مخصوص دارد كه آمادگى خروج از آن مقام و آن حدّ را ندارد ، به خلاف هيكل انسان و مادّه صاحب نطق و بيان كه در او استعداد خروج از حدّ و رسيدن به اطلاق موجود است . پس انسان آن امانت را حمل كرد كه او بر جميع حدود و تعيّنات خويش ظلوم و ستمكار است و نسبت به جميع كثرتها و حقوق آنها هنگام ظهور سلطنت خدا و وصول امانت به خزانه ، جهول و نادان است . پس از آنكه انسان آن امانت را حمل كرد و به دوش كشيد ديد كه دزدهايى از عالم اجنّه و شياطين در كمين نشسته و مترصّد فرصت هستند تا آن امانت را بدزدند و راهزنى كنند و ديد كه بدون معاون و كمك‌كننده از سنخ اجنّه و شياطين نمىتواند امانت را حفظ كند . و لذا با زبان حال از خداوند درخواست نگهبان و كمك‌كننده كرد و خداى تعالى درخواست او اجابت نمود ، از عالم ملايكه نگهبانانى گذاشت كه در حفظ امانت كفايت كنند . و نيز انسان ديد كه دزدانى از شياطين انس در كمين هستند ، پس درخواست نگهبانان و كمك‌كننده‌هايى كرد كه از سنخ آنها باشند ، خداى تعالى اين درخواست را نيز اجابت نموده و انبياء ، رسولان و