سپس ميمونه بود . « 1 »
قَدْ عَلِمْنا ما فَرَضْنا عَلَيْهِمْ فِي أَزْواجِهِمْ
ما با علم و آگاهى واجب كرديم آنچه را كه در حقّ همسران رسول صلى اللّه عليه و آله و همسران ديگر واجب نموديم ، از قبيل عدد و تقسيم .
وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ
و همچنين در حقّ كنيزانى كه مالك شدند ، مقصود كنيزان است .
يعنى ما با علم و آگاهى به حقّ كنيزان و حقّ صاحبان آنها احكام همسران و كنيزان را بر آنان فرض نموديم ، مانند توسعه بر كنيزان در معيشت و عدم تضييق بر آنها در خدمت و اكتفا كردن بر كنيز در صورتى كه توانايى زن آزاد را نداشته باشند .
و اكتفا بر يك زن آزاد اگر از بىعدالتى خود بترسند .
و اين جمله معترضه و جواب سؤال مقدّر است ، گويا گفته شده :
چرا براى رسول صلى اللّه عليه و آله بيش از چهار زن حلال شده و براى امّتش حلال نشده است ؟ بلكه اگر از بىعدالتى بترسند بيش از يك زن حلال نشده است ؟
خداى تعالى در جواب فرمود : سبب اين احكام را در رسول و در امّت دانستيم و از روى علم و آگاهى آنها را وضع نموديم و اين حكم در نبىّ و امّت بدون سبب و استحقاق نيست و كسانى كه بر اسباب جاهلاند رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را بر آنچه كه خداوند براى او فرض نموده سرزنش مىكنند .
هامش
( 1 ) . تفسير صافى ج 4 ص 197 ، الخصال ص 419 باب التّسعة .