تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ
و نيز زن با ايمانى كه خود را به پيامبر ببخشد از خطاب به غيبت التفات نمود ، تا اشعار به اين باشد كه اين حكم جهت شرافت نبوّت است .
إِنْ أَرادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَها خالِصَةً لَكَ
البتّه اگر پيامبر بخواهد كه او را به نكاح خود درآورد در آن صورت خالص است براى تو . تأكيد اختصاص اين حكم به حيثيّت نبوّت است ، خالصة مصدر فعل محذوف است ، يعنى : خلص هذا الحكم خلوصا لك يا اسم فاعل است و تاء براى مبالغه و حال از محذوف است . يعنى : حكمنا هذا الحكم خالصة يا قلنا هذا الحكم خالصة يا لفظ تا براى تأنيث است و تقدير چنين است : ذكرنا هذه الهبة الخالصة لك و غير از آنچه كه ذكر شد از وجوه اعراب جدا ضعيف است .
مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ
ظرف حال از ضمير مجرور در لك است . از امام باقر عليه السّلام آمده است : زنى از انصار خدمت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در منزل حفصه رسيد ، كه آرايش كرده و لباس پوشيده و شانه زده بود ، عرض كرد : يا رسول اللّه زن به خواستگارى مرد نمىرود ، ولى من زنى هستم بيوه كه مدّت زمانى است شوهر و فرزند ندارم ، آيا تو احتياجى به من ندارى ؟ اگر تو قبول كنى من خودم را به تو هبه مىكنم ، پس رسول خدا صلى اللّه عليه و آله دعاى خير در حقّ او نمود ، سپس فرمود : اى خواهر انصار خدا به شما جزاى خير بدهد كه مردان شما به من كمك كردند و زنان شما به من رغبت نشان دادند .