از نفاق به صدق و راستى برگردند ، يا اگر توفيق توبه پيدا كنند .
و ممكن است اين جمله تعليل وعدنا اللّه يا صدق اللّه يا قول خدا :
ما زادَهُمْ إِلَّا إِيماناً
باشد در اين صورت نيز از غاياتى مىشود كه مترتّب بر صدق است .
يا تعليل قول خدا :
لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ
يا قول خدا :
جاءَتْكُمْ جُنُودٌ
يا تعليل
أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً
يا
كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيراً
يا لجاءوكم من فوقكم يا ابتلى المؤمنون مىباشد .
و آنچه كه فاصله بين علّت و معلول واقع شده چون از متعلّقات معلول است از تعلّق علّت به معلول و عمل در آن مانع نمىشود .
إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً
تعليل قول خداى :
أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ
است .
وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا
اين جمله حال است از يكى از جملههاى سابق كه مناسب با آن باشد ، يا عطف است بر قول خدا :
قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ
يا بر
قالَتِ الْأَعْرابُ
يا بر
يَقُولُ
يا بر
ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ
يا بر
زُلْزِلُوا
يا بر
زاغَتِ الْأَبْصارُ
يا
جاؤُكُمْ
يا
جاءَتْكُمْ
.
يعنى به ياد آوريد نعمت خدا را ، هنگامى را كه خداوند احزاب و دشمنان را با غيظ و كينهاى كه به مسلمانان داشتند برگردانيد بدون آنكه آنها خيرى ببينند .
بِغَيْظِهِمْ
و آن به دليل كينهاى بود كه بر مسلمانها داشتند .
لَمْ يَنالُوا خَيْراً
آنان به ظفر و غنيمتى نرسيدند .
وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ
و خداوند در امر جنگ براى مؤمنان كافى بود ، پيروزى را خود كفايت فرمود ، بدين گونه كه دو