و آمدن باران و علم به وقت نزول و محلّ و مقدار نزول باران گاهى از ناحيهى انبيا و اوصيا عليهم السّلام و پيروان آنان پيش مىآيد و ليكن نه از جهت مخلوق بودن ، بلكه از جهت الهيّت و همچنين است مطلب در بقيّه .
پس علم به اين پنج چيز و به هر چيزى كه از مدارك بشرى غايب باشد جز براى خدا نيست اعمّ از آنكه علم به آنها در مظاهر الهى باشد يا در مقام مشيّت يا در مقام احديّت .
و به ائمّه عليهم السّلام نسبت داده شده كه فرمودهاند : اين پنج چيز را به نحو تفصيل و تحقيق جز خدا كسى نمىداند .
اما دلالت آيه بر علم خداى تعالى و انحصار علم به آن پنج چيز در خداى تعالى پس مىگوييم : تقديم مسند اليه و تقديم ظرف در قول خدا :
إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ
دلالت بر حصر مىكند .
و عطف
يُنَزِّلُ الْغَيْثَ
بر مسند دلالت بر حصر فرستادن باران مىكند و فرستادن باران مستلزم علم به باران است ، عدول از علم به فرستادن باران براى اشاره به حصر فرستادن باران است يا اشاره به علم آن .
و قول خدا :
إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ
با قول خدا :
ما تَدْرِي نَفْسٌ
دلالت مىكند بر حصر علم به مرگ نفسها و محلّ مرگ آنها در خداى تعالى .