خداى تعالى منتهى مىشود بدين معنا كه ايجاد املاك و افلاك و عناصر جز جهت ايجاد مواليد نيست و جميع حركات ارادى و طبيعى و سكنات آنها و جميع مواليد جز جهت ايجاد انسان نيست ، در حالى كه خداوند انسان را به خاطر خودش خلق كرده است .
يا معناى آيه اين است كه هر امرى به خداى تعالى منتهى مىشود ، بدان معنا كه غايت هر فعلى به امرى منتهى مىشود كه آن مقصود بالذّات نيست ، بلكه مقصود به خاطر غير است تا منتهى شود به غايت غايتها و نهايت نهايتها .
يا معناى آيه اين است كه عاقبت همه امور در نظر و لحاظ به خدا برمىگردد ، يعنى ناظر هرگاه به امرى نظر كند آن را صادر از فاعل مىيابد و هرگاه به آن فاعل نظر كند مىبيند كه او در آن فعل تحت فرمان و تسخير غير خودش مىباشد . . . .
و همچنين پيش مىرود تا به تسخيركننده و فرماندهنده حقيقى برسد كه آن خداى تعالى است ، پس فاعل هر امرى خداست ، ليكن خداى تعالى در اين لحاظ عاقبت همه فاعلها است .
وَ مَنْ كَفَرَ
هر كس به ولايت كافر شود ، كه اسلام و تسليم وجه براى خدا جز با ولايت نمىشود ، پس كفر در مقابل تسليم وجه براى خدا ، جز كفر به ولايت نمىتواند باشد و كفر به ولايت ناشى از ترك بيعت با ولىّ امر يا انكار ولىّ امر است ، يعنى كسى كه به على عليه السّلام كافر شود .
فَلا يَحْزُنْكَ كُفْرُهُ
كفر كافر تو را اندوهناك نسازد كه آن نه بر تو ، نه به على عليه السّلام ضرر مىرساند و از دست ما هم بيرون