تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤

تفسير

وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً
و در مدين شعيب عليه السّلام كه در معاشرت و قبيله برادر آنان محسوب مىشد فرستاديم .
فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ ارْجُوا الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
پس گفت : اى قوم خدا را بپرستيد و به روز باز پسين اميدوار باشيد و در اين سرزمين فساد نكنيد .
فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ
پس او را تكذيب كردند ، آنگاه رجفه آنان را فرا گرفت و [ رجفه ] زلزله شديد است كه در آن صيحه و فرياد باشد .
فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ
و در خانه‌شان از پا در آمدند .
وَ عاداً وَ ثَمُودَ
عاد و ثمود را ياد آور ، يا متذكّر آن دو باش ، يا اصل جمله چنين بوده : « و أرسلنا الى عاد و ثمود » كه حرف جر حذف شده و دو لفظ عاد و ثمود منصوب شده‌اند .
وَ قَدْ تَبَيَّنَ لَكُمْ مِنْ مَساكِنِهِمْ
بر شما از بعضى از خانه‌هاى آنان هنگام عبور از آنجا روشن شد كه ما بر آنان چه‌كار كرديم ، يا مقصود اين است كه از مساكن آنان روشن شد آنچه را كه بر آنان انجام داديم .
وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ
شيطان اعمال آنان را زينت داده و از راه آنان را باز داشته ، يعنى راهى كه شايسته است انسان آن راه را برود ، آن راه آخرت و راه ولايت است .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 254 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى