داديم و پاداش او را در دنيا به او داديم و او در آخرت از شايستگان است .
و لوط را نيز [ به رسالت فرستاديم ] ، آنگاه كه به قومش گفت : شما [ عمل ] ناشايستى را مرتكب مىشويد كه هيچ كس از جهانيان در آن بر شما پيشدستى نكرده است .
آيا شما با مردان مىآميزيد و راه و پيوند [ طبيعى ] را مىبريد و در انجمنتان مرتكب زشتكارى مىشويد ؟ اما پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند : اگر از راستگويان هستى عذاب الهى را [ هم اكنون ] بر سر ما بياور .
[ لوط ] گفت : پروردگارا مرا در برابر تباهكاران يارى ده .
و چون فرشتگان ما براى ابراهيم مژده آوردند ، گفتند : ما نابود گران اهالى اين شهر هستيم ، چرا كه اهل آن ستمكارند .
[ ابراهيم ] گفت : در آنجا لوط هم هست . گفتند : ما به كسانى كه در آنجا هستند آگاهتريم ، او و خانوادهاش جز همسرش را كه از واپسماندگان [ در عذاب ] است ، نجات مىدهيم .
و چون فرشتگان ما به نزد لوط آمدند ، از ايشان نگران شد و [ از كمك به آنان ] دستش كوتاه شد و [ آنان ] به او گفتند : مترس و اندهگين مباش ، ما رهانندهى تو و خاندانت هستيم ، جز همسرت كه از واپسماندگان [ در عذاب ] است .
ما بر اهل اين شهر به خاطر نافرمانى ورزيدنشان عذابى از آسمان فرود مىآوريم .
و به راستى از آن پديدهى روشنگرى براى خردورزان باقى گذارديم .
تفسير
فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ
داستان ابراهيم عليه السّلام گذشت ، گفته شد كه قوم او اجماع كردند كه او را بسوزانند ، پس هيزم جمع كردند و بيشترين هيزم ممكن را جمع نمودند ، سپس آتش افروختند و ابراهيم عليه السّلام را در آتش انداختند .