از قول خداى تعالى باشد .
وَ اعْبُدُوهُ
او را عبادت كنيد ، چون او به دليل مالك روزى بودن مستحقّ عبادت است .
وَ اشْكُرُوا لَهُ
شكر او را به جاى آوريد ، چون او مالك همهى نعمتها و عطاكنندهى آنهاست .
إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
تعليل براى ما قبلش مىباشد و به دليل اين كه به سوى او باز مىگرديد .
وَ إِنْ تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ
در اينجا نيز دو وجه قول ابراهيم و قول خدا بودن محتمل است .
ممكن است اين جمله ابتدا كلام و خطاب از جانب خداى تعالى باشد به امّت محمّد صلى اللّه عليه و آله و در بين حكايتهاى قول ابراهيم عليه السّلام جملهى معترضه باشد ، يعنى اى امّت محمّد صلى اللّه عليه و آله اگر شما تكذيب كنيد جاى شگفتى نيست ، چون تكذيب رسم هم سنخهاى شما از قديم است .
وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ
بر رسول جز تبليغ رسالتش نيست .
الْمُبِينُ
تبليغ آشكار و بر عهدهى رسول نيست كه شما را از تكذيب و ساير معاصى حفظ كند .
أَ وَ لَمْ يَرَوْا
لفظ
يَرَوْا
به صورت غايب خوانده شده است بنا بر تقدير قول ، يا بنا بر آن كه ابتداى كلام از جانب خدا باشد كه در بين حكايت به عنوان معترضه قرار گرفته است .
و به صورت خطاب خوانده شده است بنابراين كه جز حكايت و