[ علم ائمّه عليهم السّلام ] از آيهى فوق نمىتوان اين نتيجه را گرفت و اشكال كرد كه پس چگونه ائمّه عليهم السّلام علم آنچه را كه واقع شد و آنچه را كه واقع خواهد شد تا روز قيامت مىدانستند ، على عليه السّلام و اصحابش علم تأويل خوابها ، بلاها و انساب را مىدانستند وارد نيست ، زيرا ائمّه عليهم السّلام غير از كسانى هستند كه در آسمانها و زمين هستند ، چون آنها محدود به حدود آسمان و زمين نيستند ، زيرا آنها به مقام اطلاق رسيدهاند كه همان مقام مشيّت است ، در اين مقام فرقى بين آنها و حبيبشان نيست ، پس علم آنها در آن مقام علم خداست و امّا در مورد ساير مقامات كه مقيّد و محدود به حدود آسمانها و زمين است علمشان به واسطهى تعليم خداست ، يعنى به واسطهى تعليم ، مقام مطلق آنها كه فرقى با آن ندارد .
بدان معنا كه ايشان در اين مقام از انسانيّت خود فانى و به وجود خدا باقى هستند ، نه به وجود خودشان ، پس بسبب علم خدا و با علم خدا عالم به غيب آسمانها و زمين هستند و با تعليم خدا ساير مقامهاى نازلشان را كه محدود به خود مقامهاى نازل است تعليم مىدهند .
روايت شده كه امير المؤمنين عليه السّلام روزى از كارهايى خبر داد كه هنوز نيامده و تحقّق نيافته بود ، پس به او عرض شد : يا امير المؤمنين به تو علم غيب داده شده ؟ آن حضرت خنديد و فرمود :
آن علم غيب نيست ، بلكه ياد گرفتن و تعلّم از صاحب علم است ، علم
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١٠٧