اندوه به خود راه دهد .
وَ ما يَأْتِيهِمْ
و هيچ پندى تازه از سوى خداى رحمان براى آنان نيامد ، جملهى حاليّه است كه با مضارع منفى با « ما » نافيه آغاز گرديده با در تقدير گرفتن مبتداى ( مقدّر ) با قول به جائز نبودن واو در آن يا بدون قايل شدن به تقدير داشتن و آوردن واو در آن است .
مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ
در حالى كه نو و تازگى در آن مقتضاى استقبال بود .
إِلَّا كانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ فَقَدْ كَذَّبُوا
مگر آنكه از آن روى گردان بودند ، به راستى كه آن را دروغ انگاشتند ، فاى « فقد » افادهى معناى سببيّت مىنمايد براى پيش از خود به واسطهى بعد از خود ، يا افادهى معناى سببيّت ما قبل از براى ما بعد خود مىكند ، يا صرف تعقيب و پيگيرى مىباشد .
يعنى اينكه دروغ انگاشتن آيات سبب روى گردانى سابق گرديد و تو يا خدا را تكذيب كردند يا قرآن و رسالت تو را منكر شدند ؛ يا خلافت و جانشينى وصىّ تو را انكار نمودند .
فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنْباءُ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ
به زودى حقيقت اخبار آنچه بدان استهزا كردند برايشان آشكار خواهد شد .
« ما » در ما كانوا موصوله است و ضمير برمىگردد به