در قرآن بدان اعتبار است كه قرآن از مقام اطلاق ( بهطور مطلق و كلّى ) به مقام تقييد ( در قيد زمان و مكان و عقول افراد ) نازل شده و محتاج به كنكاش بسيار و سختى كشيدن از جانب كسى است كه قرآن بر او نازل شده است ، بر خلاف ساير كتابهاى آسمانى كه آنها از مقام تقييد نازل شدهاند و احتياجى به سختى كشيدن از جانب كسى كه بر او نازل شده نيست .
تعليق لفظ « تبارك » بر موصول ( الّذى ) ازآنرو است كه در حكم حيثيّت صله ( نزّل القرآن ) معتبر است ، گويا گفته است : خيرات و خوبيهاى كسى كه قرآن را نازل كرده بسيار و فراوان شده است از آن جهت كه فرقان را نازل كرده است .
و اين معنا دلالت مىكند بر اين كه خيرات قرآن زياد است ، مطلب همينطور است ، چون كسى كه به قرآن متوسّل مىشود ، خيرات دنيوى و خيرات اخروى او زياد مىشود ، چنانچه در آيات و اخبار وارد شده است و چنانچه تجربه شخصى و وجدان انسانى گواه آن مىباشد .
عَلى عَبْدِهِ
بر بندهاش محمّد صلّى اللّه عليه و آله .
لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ
لفظ « عالمين » جمع عالم و آن ما سوى اللّه است ، يا آنچه كه در جوف فلك است ، يا آنچه كه مشتمل بر كثرتها و متّحد با وحدت طبيعى باشد ، مانند افراد نبات