طورى باقى بماند كه حقّ را در خلق و خلق را در حقّ لحاظ كند ، بدون اينكه چيزى از آن دو كم گردد .
و لحاظ وحدت و كثرت آن طور كه شايسته است ميّسر نيست مگر براى صاحب جمع مطلق ، يعنى صاحب ولايت كلّى و رسالت كلّى ، چنانچه گفته شده :
جمله صورت با چنين معنى ژرف * مىنيايد جز ز سلطان شگرف
هُوَ اجْتَباكُمْ
استيناف در مقام تعليل است يعنى زيرا ( و شما را برگزيده است ) .
وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ
و براى شما در دينتان تنگنايى قرار نداده است .
اين جمله عطف بر قول خدا : « هوا اجتباكم » است و نيز مفيد تعليل است .
و دين همانطور كه مكرّر گذشته است عبارت از صورت ملّت است كه آن احكام قالبى اسلامى و عبارت است از احكام ايمان قلبى ، از طريق نفس به قلب و قلب به روح و روح به عقل . . . و هكذا .
و خداوند براى كسى در هيچ يك از اينها حرج و سختى قرار نداده ، چون تكليف به قدر وسع و توانايى است .
و آنگاه كه سالك به طريق مىرسد داراى سعه و گستردگى مىشود