را فرا مىخواند ضعيف است و آن بت نيز چنان است كه توانايى آفريدن شيء حقير و كوچك را ندارد .
وَ الْمَطْلُوبُ
آن بت كه قدرت بر آفريدن كوچكترين چيز نداشته و نيز ناتوان از دفع آن نسبت به خود نيز مىباشد .
ما قَدَرُوا اللَّهَ
حال يا مستأنف است و جواب سؤال مقدّر است ، مقصود به قرينهى مقابله اين است كه قدر على عليه السّلام را نشناختند .
حَقَّ قَدْرِهِ
قدر او را آنچنان كه سزاوار او بود نشناختند كه عدول به بتهايى كردند كه بر هيچ چيز توانايى و قدرت ندارند .
إِنَّ اللَّهَ
خداوند در مظهر خليفه و جانشينش كه على عليه السّلام است
لَقَوِيٌّ
صاحب قدرت و توانايى است بر هر چيزى كه بخواهد .
عَزِيزٌ
هيچ مانعى نمىتواند از خواستهى او منع كند .
پس چگونه به اين قوى عزيز شرك مىورزيد ، و مانند اين ضعيف عاجز و ناتوانى را كه مثل مگس را از خودش نمىتواند براند شريك خدا قرار مىدهيد ، اگر اين تمثيل كه ذكر شد مقصود نباشد .
و مقصود اين باشد كه اين بتها را كه به زعفران آلوده كرديد قدرت بر آفرينش مثل مگس را ندارند و اگر مگس زعفران را از آنان سلب كند نمىتوانند آن را از مگس بگيرند ديگر قول