پيروانش و بين شما در آنچه كه در امر ولايت اختلاف داريد حكم مىكند ، آنان بعد از وفات تو عبادت مىكنند ، عبادت طاعت بدون اذن خداى تعالى خليفهاى را كه خداوند بر خلافت او حجّت و برهانى نازل نكرده ، يا در وجودش سلطنت بر غير خودش قرار نداده است .
وَ ما لَيْسَ لَهُمْ بِهِ عِلْمٌ
خليفهاى كه از جهت خلافت و مطاع بودن علم به آن ندارند .
زيرا آنچه كه مورد اطاعت مردم است بايد از جانب خدا مأذون باشد و اطاعتكننده نيز بايد علم داشته باشد كه او از جانب خدا مأذون است يا خير ؟
پس هر كسى مطاعى را اطاعت كند و بداند كه او از جانب خدا مأذون نيست يا نداند كه : آيا او از جانب خدا مأذون است يا نه ؟ اطاعتكننده مشرك و ظالم است .
چون طاعت خود را كه از بزرگترين حقوق است در غير موضع و جاى خود نهاده است ، يعنى آن حقّ را در جايى به كار برده كه مأذون از جانب خدا نبوده يا به اذن داشتن او علم نداشته و طاعت را از صاحب حقّ خود كه امام مأذون از جانب خداست منع كرده است .
وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ
براى ظلمكنندگان كه اطاعت خويش را در غير موضع و جاى اصلىاش گذاشتهاند يار و