طرف ] كه ما و تو در آن خلاف نكنيم .
گفت موعدتان روز جشن باشد كه مردمان نيز در روز گرد آورده شوند .
فرعون برگشت و همهى مكر و تدبير خود را به كار برد آنگاه به ميان آمد .
موسى به ايشان گفت واى بر شما ، بر خداوند افترا مزنيد كه شما را با عذابى ريشه كن مىسازد و هر كس افترا پيشه كند نوميد گردد .
پس [ آنان ] در ميان خود دربارهى كار و بارشان اختلاف پيدا كردند و رازگويىشان را پنهان داشتند .
[ و ] ادّعا كردند اين دو جادوگرانى هستند كه مىخواهند با جادويشان شما را از سرزمينتان آواره كنند و آيين پسنديدهى شما را از بين ببرند .
پس همفكرى كنيد و هماهنگ عمل كنيد و امروز هر كه چيره شود ، رستگارست .
گفتند : اى موسى يا تو [ اوّل ] مىاندازى يا ما اوّلين كسى باشيم كه مىاندازيم ؟
گفت شما بيندازيد ، [ انداختند ] ناگهان از جادوى آنان چنين به نظرش آمد كه ريسمانها و چوبدستهايشان [ مار شده و ] و جنب و جوش دارد .
پس موسى در دل خود بيمى احساس كرد .
گفتيم مترس كه تو برترى .
و آنچه در دست دارى بينداز تا ساختههايشان را ببلعد ؛ كه آنچه ساختهاند ، نيرنگ جادوگران است و جادوگر هرجا رود رستگار نمىشود .
آنگاه جادوگران به سجده در افتادند [ و ] گفتند : به پروردگار هارون و موسى ايمان آورديم .
[ فرعون ] گفت آيا پيش از آن كه به شما اجازه دهم به او ايمان آوردهايد ؛ بىشك او بزرگتر [ و آموزگار ] شماست كه به شما جادوگرى آموخته است ، بدانيد كه دستها و پاهايتان را بر خلاف جهت يكديگر مىبرم و شما را بر تنههاى درخت خرما به دار مىكشم ، خواهيد دانست كه كداممان عذابى شديدتر دارد و
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 210
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢١٠