ممكن است معناى آيه اين باشد كه پس بايد عمل صالح بزرگى انجام دهد كه توصيف آن ممكن نباشد ، با توجّه بر اين كه تنوين براى تفخيم مىباشد .
اين عمل بزرگ صالح چيزى جز اصل صلاح و آنچه كه صلاح هر صاحب صلاحى است نمىباشد و آن ولايت عملى است كه همان بيعت با صاحب ولايت و قبول شروط و مواثيق از او و گرفتن بذر ايمان از او مىباشد ، و آن چيزى است كه در قلب داخل مىشود .
وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ
رَبِّهِ أَحَداً
اشراك و شرك آورى در عبادت يا به اين است كه در خود عمل شرك بياورد مانند اشراك در وضو و غسل بدين گونه كه غير وضوگيرنده آب را بر اعضا بريزد ، و مانند اشراك در نماز به اين كه در قيام متّكى به ديوار يا چوب يا انسان باشد ؛ يا اشراك در عبادت به اين است كه در باعث و انگيزهى عمل كسى يا چيزى را شريك قرار دهد ، چه باعث بر عبادت بايد يكى از سه امر باشد :
1 . امر آمر .
2 . محبّت معبود و عشق به او .
3 . طلب لقا و ديدار او كه آن غايت عبادت و نتيجهى محبّت است ، پس هرگاه در يكى از اين چيزها شريك بياورد مشرك در عبادت مىشود .
يا اشراك در عمل به اين است كه در غايت عبادت شرك بياورد ، چون غايت عبادت بايد ذات معبود و لقاى او يا خود محبّت باعث بر