جواب همهى اين سؤالها را فردا مىدهم و نگفت انشاءالله ، پس وحى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چهل روز قطع شد ، تا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اندوهگين و غمگين شده و يارانش به شكّ و ترديد افتادند ، قريش خوشحال شده و استهزا نموده و اذيّت و آزار كردند و ابو طالب قدّس سرّه محزون گشت .
پس از چهل روز جبرئيل عليه السّلام سورهى كهف را نازل نمود ، و سبب تأخير اين بود كه پيامبر استثناى «
إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
» را ترك كرد .
«
كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً
» آيا گمان كردى كه آنها از آيت و نشانههاى ما عجب بود ، يعنى با توجّه بر عجايب آيات و نشانههايى كه به تو داديم ، و معظم آيات را به تو داديم ، چه اصحاب كهف و ايمان ايشان در مقابل آنچه كه بر تو داديم امر سهل و آسانى است در نهايت سهولت .
إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ
لفظ ( اذ ) تعليل گمان و حسبان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، يا تعليل براى ( عجبا ) است ، يا مفعول « اذكر » يا « ذكر » مقدّر است ؛ و لفظ
الْفِتْيَةُ
جمع « فتى » است ، و آن همانطور كه بر عبد و جوان و خادم و مطيع از لاف مىشود بر مؤمن نيز اطلاق مىشود ، چون مؤمن عقلا جوان است ، و گرنه همهى آنان كه در كهف بودند از نظر سنى پير بودند .
فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً
از باب التجا و استغاثه گفتند : پروردگارا از نزد خود بر ما بخششى ده براى ما از امرمان رشدى مهيّا فرما ، مقصود از « امرنا » دين