وَ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ
و چون در دريا به خوف و خطرى رسد در آن جز خدا همه را فراموش مىكنيد ، از قبيل : اجرام عليا و سفلى از بتها و طاغوتهاى بشرى و غير آنها .
إِلَّا إِيَّاهُ
استثنا از
مَنْ تَدْعُونَ
است ، هر كسى را كه شما فرا بخوانيد گمراه است جز خداى تعالى و آوردن ضمير منصوب براى اين است كه استثنا در كلام موجب آن شده است ، و گمراهى بدان جهت است كه هر كسى غير خدا فرا خوانده شود به سبب اغوا ( فريب ) شيطان و تصرّف خيال بوده و در هنگام اضطرار و نهايت وحشت شيطان گريخته و تصرّف خيال قطع مىشود و عقل بدون معارض مىماند كه در آن هنگام خدا را به مقتضاى فطرتش فرا مىخواند .
فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ
هنگامى كه شما را از غرق شدن نجات داد و بر خشكى رساند از خدا روى مىگردانيد ، چون شيطان برمىگردد و خيال در او تصرّف نموده و با عقل معارضه مىكند .
مگر كسى كه در حمايت ( امان ) خدا داخل شده و از شر شيطان به خداى پناه ببرد ، خيال و قوايش را تسليم عقل و مطيع او سازد .
وَ كانَ الْإِنْسانُ كَفُوراً
انسان كفر كيش و ناسپاس است ، زيرا كه در سرشت انسان نفس است كه جز كفران نعمتها كارى ندارد ؛ اين جملهى عطف است در مقام تعليل .
أَ فَأَمِنْتُمْ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمْ جانِبَ الْبَرِّ
آيا پس از نجات يافتن كه خدا شما را بر خشكى رسانده است ايمنى يافتهايد ؟ ! از اين كه