طور كه آنها را هلاك گردانيد ، به ياد آور بشارت هلاك گردانيدن آنها را كه بر تو داديم ، و آن بشارت و وعدهها را در جنگ بدر و غير آن وفا نمود ، و ادا كردن مطلب با فعل ماضى « احاط » براى اشاره به اين است كه وقوع مطلب حتمى و محقّق است ؛ و ممكن است كه معناى
أَحاطَ بِهِمْ
اين باشد كه قدرت بر آنها محيط است آنچنانكه نمىتوانند از قدرت و حكومت خداوند خارج شوند .
وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ
و قرار نداديم هيچ رويتى را كه بر تو نمايانديم مگر براى آزمايش مردم و شجرهى ملعونه در قرآن را جز براى آزمايش مردم قرار نداديم ، و اخبار فراوانى از عامه و خاصه ، با اختلاف الفاظشان وارد شده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در خواب ديد ، كه مردانى يا بوزينههايى از بنى تيم و عدى يا از بنى اميّه و عدى و زريق و زفر اسم نياوردند و چيزى ذكر نكردند .
شجرهى ملعونه ( درخت لعنتشده ) در اخبار ما گاهى بر عموم بنى اميّه و گاهى بر بنى مروان و گاهى به مروان و فرزندان او تفسير شده است .
بدان كه قرآن گاهى بر همين كتابى كه بر حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله نازل شده است اطلاق مىشود و گاهى هم بر مقام جمع كه شامل همهى مراتب عالم مسبّحين و اهلش را هم در بر مىگيرد ، و در اين صورت « فى القرآن » متعلّق به « جعلنا » است ، يعنى اين كه مقصود از آزاد گذاشتن و ول كردن