تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
رياست و همچنين فرومايه‌ترين اموال را براى خدا قرار مىدهند در حالى كه خود از آن كراهت دارند .
وَ تَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْكَذِبَ
اگر
الْكَذِبَ
با رفع خوانده شود صفت
أَلْسِنَتُهُمُ
مىباشد همان‌طورىكه
الْكَذِبَ
با دو ضمه به حالت رفع و جمع « كذوب » و صفت براى
أَلْسِنَتُهُمُ
خوانده شده است ، اگر
الْكَذِبَ
با نصب خوانده شود چنان كه مشهورست در اين صورت مفعول « تصف » است و بنا بر احتمال اوّل كه وصف باشد مؤيّد قول الهى
أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنى
مفعول « تصف » مىشود . و بنا بر احتمال دوّم بدل از « الكذب » است و معناى آن اين است كه آن‌ها گفتند : اگر من به سوى پروردگارم برگردم براى من نزد او كارهاى نيك هست و ممكن است كه
أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنى
به تقدير لام باشد تا بنا بر هر دو وجه تعليل « تصف » قرار گيرد ، كه در اين صورت معناى آيه چنين مىشود : آن‌ها دروغ مىگويند و به خدا افترا مىبندند و خيال مىكنند كه كار نيكويى در دنيا انجام مىدهند .
لا جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ النَّارَ
جاى هيچ گفتگو و چون و چرايى نيست كه جاى آن‌ها در آتش است ، و اين در واقع اثبات ضد آن چيزى است كه آنان براى خودشان ثابت مىكردند ،
وَ أَنَّهُمْ مُفْرَطُونَ
آن‌ها در ادّعا براى خود و اعمالشان راه افراط رفته‌اند .
تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ
رسولانى بر