4 . نفوس كلّى كه از آنها به تدبيركنندگان امر تعبير مىشود .
5 . نفوس جزئى كه از ايشان به ركوعكنندگان بسيار تعبير مىشود .
6 . اقدار مثالى كه از آنها به عنوان « ذوى الاجنحه » صاحبان بالها تعبير شده است .
همهى موردهاى ششگانهى بالا كوههاى زميناند كه جانشينان خدا بزرگترين آنان مىباشد ، اين معنا در عالم كبير است و هر آنچه كه در عالم كبير است عين آن در عالم صغير جريان دارد .
وَ أَنْهاراً
و به واسطهى كوهها رودهايى جارى ساخت
وَ سُبُلًا
و راههايى پديد آورد .
لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
باشد كه شما بر مقاصد خويش نايل شويد در واسطهى بهرهمندى از آن راهها هدايت شده و راه يابيد .
يا مقصود آيهى شريفه اين است كه شما به مقصود حقيقى كه توجّه به خدا و سير بر راه اوست هدايت شويد ، بر راهى كه خدا براى شما قرار داده است ( راه انبيا و اوليا عليه السّلام ) مىباشد .
وَ عَلاماتٍ
مقصود از علامات چيزى است كه كاروانها به وسيلهى آن بر استقامت و ادامهى سيرشان به سوى مقاصدشان پى مىبرند ،
وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ
در اينجا مقصود جنس ستاره است كه به وسيلهى آن راه را در شب مىيابند ، همانطورىكه كاروانها چنين مىكنند .
يا مقصود ستارهى خاصّ است كه همان ستارهى جدى است بنا به