سرگردانى و پريشانى برهيد و نهرها ( در زمين و چشمهها از كوهها ) جارى ساخت و راهها را پديدار كرد تا به واسطهى آنها هدايت شويد ،
و نشانههاى زمين مانند كوهها و جنگلها و درياها و ستارگان آسمان را مقرّر داشت تا ( در روز و شب ) به واسطهى آنها هدايت يابيد ،
آيا خدايى كه ( اين همه نعمت را براى شما بندگان ) خلق كرده مانند آن كس است كه هيچ چيز در عالم نيافريده است ؟ ! آيا متذكّر و هوشيار نمىشويد ؟ ! ،
اگر بخواهيد كه نعمتهاى بىحدّ و حصر خدا را بشماريد هرگز نمىتوانيد كه خدا بسيار آمرزنده و مهربان است ،
و خدا داناست بر هر چه كه آشكار و نهانست از كردارتان ،
و كسانى كه بر غير خدا كه چيزى نيافريده و خود مخلوق ( آفريده شده است ) فرامىخوانند ،
مردههاى از حيات بىبهرهاى هستند كه حس و شعورشان بر اين كه كى برانگيخته مىشوند ؟ نمىرسد ،
خداى شما خداى يكتاست بنابراين آنان كه گرايشى بر روز واپسين ندارند دلهايشان انكارگرست و خودشان مستكبر ( از اطاعت حكم خدا تكبّر و سرپيچى مىكنند ) ،
لا جرم خدا هر آنچه را كه در نهان و آشكار مىكنند مىداند به راستى كه او ( خدا ) مستكبران را دوست ندارد ،
و هرگاه كه برايشان گفته شود خداى شما چه ( آياتى را ) نازل كرده است مىگويند افسانهى پيشينيان است ،
تا وزر و و بال سنگين گناه خودشان را با بار گناه كسانى كه با جهل گمراهشان مىكنند براى روز قيامت تكميل كنند آگاه باشيد كه وزر بدى را براى خود بار مىكنند ،
كسانى كه پيش از اينان مكر و نيرنگ به كار بستند خدا سقف بناى شان را بر سرشان فروريخت و از جايى كه نمىدانستند دچار عذابشان كرد ،
سپس در روز قيامت خوارشان نموده و مىپرسد : كجايند شريكان من ؟ ! آنانى كه براى جانبداريشان با مؤمنان ستيزه مىكرديد ، در آن هنگام اهل
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 98
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٩٨